مه مه
الهی فدات بشم من
که این 3 روزه برا اولین بار بجای اینکه دد
صدام کنی دنبالم راه میفتی و میگی
مه مه
![]()
اینقده ذوقولیم میشه که نگو و نپرس
یعنی 8 ماه و22 روزه بودی..
دو ماهه که بودی یادمه موقع گریه کردن عین بع بعی ها میگفتی مه ![]()
باز نفس میگرفتی باصدای کشیده و پیاپی میگفتی مــــه مـــه مـــــه..
شش ماهگی هم شروع به د د گفتن به معنی دست دست و آواز و..
و ب ب به معنی بای بای کردنت بود
اوایل8 ماهگی م با آب وتاب به به رو میگفتی که من حرصم در میومد
و الحمد ا..به ما هم مه مه گفتی و دلمونو بسی شاد کردی ...
همون روز (13دی) بابا حاجی اینا تو راه بودن
که بیان دیدن بابایی و
صد البته دیدن من و تو
ولی فقط برا 1 روز![]()
فک کن اینـــــــــــــــهمه راه 
امروز صبح 15 دی ساعت6 صبح رفتن و الان که دارم مینویسم
تازه نیم ساعتی میشه رسیدن حدود15 ساعت![]()
ولی خیلی خوش گذشت...
آخه برا اولین بار دو تایی کوچیکت اومده بودن خونمون![]()
خدا جون ممنون از اینهمه محبتی بهم داری
خودت نگهبان دل کوچیک دخترمم باش..
مه مه

مه مه
