مادرانه های یک مــــــــادر

اندر حکایت شصت ما

1392/6/28 23:37
نویسنده : مادر
127 بازدید
اشتراک گذاری

اول از همه  فدای دد گفتنای پر هیاهوت بشم من ...Free Hello Kitty Smileys

و در حکایت شصت پایمان چه عرض کنم  برایت که خجالتمان می آید پیش دید مردم بنگارم Free Hello Kitty Smileys

ابتدا طعمه خود را موقعیت یابی و چند متری سینه خیز می آیی و

من خوش بحال فکر میکردم بسراغ مادر می آیی که ذوق کنان دست به دوربین کردم و....

عی عی عی

به کمین شصت پایمان بودی و نمیدانستم...

گفتم خوب بچه است بگذار بازی کندلابد دوست دارد به مادرش دست بزند

 

اما ناغافل...................

وچنان گازش گرفتی که صدای جیغمان را صاب خانه هم شنید

موقعیتمان را عوض کردیم و دندانگیرت را دستت دادیم اما الان پشت سرت  میبینی که...

دست بردار نبودی و گریه میکردی که انگار...smile emoticon kolobok

خدایا پناه برتو ،آخه دختــــــر بهداشت به درک.......

دردمان میگیرد دست بردار............

وتو همچنانniniweblog.com

سرمان رفت............آقا تسلیــــــــــــــــــم

باشه بخور مادر .......بخور نوش جانت...

حق من است بچه ام انگشت پا بخورد که اینقدر این ور و آن ور دم از بهداشت میزنیم

بخور که فکر کنم پارسال شستمش

و ما مدتیست حق نداریم در خانه خودمان پایمان را بکشیم....

..................................

و  روزی هم انگشت  اشاره دست چپمان که انگار مظلوم گیر آوردی

من در خواب ناز بودم  که یک دفعه احساس کردیم انگشتمان را یوزپلنگ خورد......گریه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)