مادرانه های یک مــــــــادر

تقدیم به تجسم زیبای کودکیم...

یا خدا جون.....

  کودکانه برایت مینویسم

      بی دغدغه از تمام احوال دنیا !

        مث چشم هایت ،

     که دور از این همه هیاهوی شهــر

        به گربه ی روی دیوار چشمک میزند...

          " کـودکانه ای از مــادرت "

 

دختری بر فراز هیجان

روزگار خوش با پدری بدون کنکور این روزها نهایت کیف و کوک بچه ها به راهه و بابایی مهربون حسابی بهشون میرسه تا خستگی و تنهایی اینهمه روز پر از کنکور و درس تموم شه و لبشون مر از خنده شه اینجا هم دختری بر فراز هیجان ️...
8 مرداد 1396

روز دختر روز فرشته ها

روز دختر بود و با شوق رفتیم بیرون چه لذتی میکرد دختری از اینکه وعده خرید شال بهش دادم دلش شال میخواست ولی در ضمیر پاک خودش فک میکرد شال مال خانمای بی حجابه واسه همین با حساسیت تمام گفته بود بهم مامان من هیچوقت شال نمیپوشم چون نمیخوام مث خانمای شالی بشم خخخخخخخ یعنی با زبان بی زبانی کودکانه دوست داشت بگه که من حسرررت یه لحظه پوشیدن یا داشتن یه شال رو دارم منم براش توضیح دادم که عشقم شال هم مث بقیه لباسا چیزیه که هر کسی میتونه بپوشه آخه من خودم شال کمتر میپوشم چون سختمه حفظ کامل حجاب اونم دیده بود نمیپوشم فک کرد چیز بدیه خلاصع یه جلسه توجیهی گذاشتم که منم تازه دلم میخواد یکی برا خودم بخرم و آدمای باحجاب تو دنیا از هیچ...
8 مرداد 1396

انتظار برای اعلام نتایج کنکور

این روزها که میگذرد چیزی نمانده تا اعلام نتیجه اولیه کنکور بابا جون الان شنبه است و نهایتا تا آخر هفته اعلام میشه ولی چه سختتتت میگذرد این لحظه های بلاتکلیفی مخصوصا برای بابایی ان شاالله که امیدمون به ثمر بشینه و بهترین رتبه رو میاره و فاز جدید زندگیمون رو با همدیگه 4 نفره پایه ریزی میکنیم منم و یه عالمه برنامه برای آینده ای نزدیک به امید خدا
8 مرداد 1396

شبی تا کنکور

سلام تا چن دقیقه دیگه ساعت و آلارم باباجونی خونه زنگ میخوره که ببند شه برا نماز صبح و راهیش کنم برا کنکور96 امشب خیلی توسل کردم آرامش داشته باشه عشقم ولی از ساعت2و تیم تا 3 و نیم نصف شب یهویی از خواب بیدار شد و هر کاری میکرد خوابش نمیومد قربون استراسات بشم زندگیم آرامش داشته باش تو آرامش خونه ای ان شاالله هر چی خدا خیره بزاره تو تقدیرت خیلی زحمت کشیدی جان دل برات بهترین ها رو آرزو میکنم دختری که از دیروز کلی آرزو برا خودش جمع کرده که باباییم امتحانش و داد باهام بازی میکنه منو میبره پارک وووو همینطور برا خودش برنامه ریزی میکنه پسری خونه هم که قربونش برم طعم واقعی کشتی گرفتن و بالاپایین پریدن با بابا رو خیلی نچشید و ...
16 تير 1396

چادر گل گلی گلکم

دختر که داری خیالت از بابت تمام عروسک بازی های کوکانه ات تخت است و هر وقت بخواهی چیزهای گل منگولی و چادر سفید برایش قیچی میزنی و نخ و سوزن میدوزی و اتو میکشی و میگویی سرش کند برایت قری زند در خانه و تو هی نگاهش کنی و بگویی مادر فدای این همه خوشگلیت این چادر گرفتنت ای عشق دوستدارم دختری من مبارکت باشه ...
29 خرداد 1396

روزشمار کنکور نود و شیش بابایی

  اینو دیروز 28 خرداد زدیم به در که هوس دیدن بابایی از سرمون بره و مزاحم درس خوندنش نشیم روزشماری تا رسیدن 16 تیر96 روزی که امیدواریم تمام5 سال گذشته مون رو جبران کنی روزی که امیدواریم تغییر مثبتی در پیشرفت اهداف الهی مون داشته باشه و به نقطه ای باشه برای شروع یک زندگی جدید که روزی توانایی ها و اختیارات بیشتری برای پیشرفت و فراهم کردن زمینه های معنوی خونواده کوچیکمون داشته باشه منو دختری و بابایی چندین ساله در این ماراتون کنکور بابایی سهیمیم و توی کنکور پارسال و امسال هم پسری به جمع چشم انتظاران موفقیت بابایی پیوست من ما او همه به فضل و مهربانی خدا امیدواریم خدایا آنچه خیرهست بر سر ما ببار ای نور آسمان و زمین بر ...
29 خرداد 1396

لیله القدری پر از یا علی و یا انیس

این هم از لیله القدر 96 مون تو عکس بابایی هست که پسری بغلش و داره از مراسم بعد جوشن میاد و بهمون ملحق میشه که بریم خونه برا سحری خوردن یادمه دختری که چند ماهه بود در اولین شبهای قدرش بغلم خوابیده بود وقتی روضه میخوندن و اشکهای زنده دارن همه جاری بود من از پهنای صورتم اشکهای شرمندگی و بندگیم رو با دست کنار میزدم و دست خیس اشکم رو به چشمای ناز در خواب دختری میکشیدم و از حضرت علی میخواستم که محب اهل بیت باشه و روزی اگر نبودم تاثیر این اشکها رو در وجودش اثر کنه و خدا بواسطه داشتن چنین فرزندی که اشک برای اهل بیت میریزه منو شفاعت کنه و اما سالهاست و قدرهاست از اون روز گذشت و من هر سال به خر بهانه ای اشکی به صورت دختری میزدم ...
29 خرداد 1396

برنامه مورد علاقه رمضان دختری

  این برنامه مورد علاقه دختریه که موقع سحر پخش میشه و عاشقشه اسمش سر سفره خدا هست تو این برنامه یه آدرسی رو دادن گفتن از شب قدرتون عکس بفرستیم دختری با سرعت میاد میگه مامان مامان بیا ww ir رو داره میگه بیا یادش بگیر تا فکسمو بفرستم ...
25 خرداد 1396

جملات و روزانه های پسری

پسری وقتی بخواد دختری رو صدا بزنه: آآآآجی قاشق و چنگال:گاگا خانوم:خانوووو آقا:آگا کنترل تلوزیون:توتورول غذا خوردن :هاااام اکثر حیوانات چهار پا هم گاو هستن و انگشت میکشه میگه:گااا گربه ترسناک ترین موجود موزی براشه که بهش میگه:موووو بستنی:بعی تمام بچه ها هم براش نی نی هستن جوجه:جوجو اسب:پتیکا مورچه و هرچیز شبیه:لولو شربت:ش بع بعد چون همیشه شربتو با نی میخوره پشت سر هم میگه ش بع ،نی بی بی و ننه و دایی و عامو و عمه هم بلده همیشه میگف بابایی ولی چن روزه مث بچه گیای دختری یاد گرفته باباجی میگه یعنی باباجون مااااااااماااااایی هم پایه همیشگی اصوات خونه است با همین لحن گل :گووو انگشتت رو آجی گاز گ...
25 خرداد 1396

خلاصه ای از ظهور یک عشق به نام پسر

خوب حالا یه کم راجب پسر عزیزم بنویسم که روحی دوباره پیدا کنه این وبلاگ از قدمش عشق کوچولوی دوم خونه ما دی سال94 مامان و بابایی رو خوشحال کرد از وجود کوچولویی که معلوم نبود دخمله یا پسمله من از 40 روزگی به بعد بسیار بسیار بد حال بودم و علائم عمومی بدنم و یه سری نشانه هایی اتفاق افتاد که دکتر بهم موندن و نموندن نی نی مون رو 50 "50 اعلام کرد و بهم گف با خداست و یه عالمه دارو بهم داد و گف برو استراحت مطلق علائم من کم نشد و حتی کسی نبود بیاد پیشم همدان و من با وجود آجی کوچولوی 3 ساله نمیتونستم که استراحت مطلق کنم و یادمه چقد بیچاره آجی از حالت تهوع شدید من نگران بود و دلش برام میسوخت من تا 3 ماهه شدم امیدم به موندن این بارداری 100 درصد ن...
25 خرداد 1396